من عصبانی هستم 私は怒っている

اوئه کنزابورو (大江健三郎-oe kenzaburo)  از نویسندگان بزرگ ژاپن می باشد .وی در سال 1994 موفق به دریافت جایزه نوبل ادبی گردید. وی اکنون یکی از مخالفین جدی سیاست های نخست وزیر ژاپن ، و از مخالفین اعزام نیرو به عراق می باشد. نامه زیر را در مخالفت با اعزام نیرو به عراق به نخست وزیر کوایزومی نوشته است. این نامه برای اولین با ر در روزنامه لیبراسیون فرانسه منتشر شد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

 

اوئه کنزابورو                            (من عصبانی هستم)

 

 

اعزام نیرو به عراق که نخست وزیر کوایزومی در پی تدارک آن است بهترین راه جنگ با تهدیدات تروریسم و سلاح های هسته ای نیست.

من پیرمردی عصبانی هستم.

که اگر چنین می گویم به خاطر این است که من دروضعیت فعلی کشورم احساس مسئولیت می کنم.

انتخاب مجدد نخست وزیر کوایزومی و اعزام سربازان ژاپن به عراق ، شرایطی است که بسیار تاسف آور می باشد. خبرنگاران زیادی نخست وزیر کوایزومی را مورد سوال قرار می دهند اما او همیشه جز جوابی مبهم هیچ نمی گوید. می توان فکر کرد که از آغاز حمله به عراق نخست وزیر از ریئس جمهور آمریکا جورج بوش حمایت کرده است.او می گوید :(جنگ برای عدالت است.). فرانسه-آلمان موضعی مخالف اتخاذ کردند. در مقابل این ژاپن چه کرد. با دیدن شرایط فعلی عراق می توان فکر کرد ژاپن در تصمیم و موضعش دستور گرفته بود. در واقع از ابتدای جنگ می توانستیم ببینیم که ازجنگ  گریزی نیست.

نخست وزیر کوایزومی تنها  صحبت از "با ریئس جمهور بوش موافقم" و "بدون شرط " می کرد اما هنگامی که رامسفلد وزیر دفاع آمریکا با نامه ای محرمانه به ژاپن آمد نخست وزیر کوایزومی گفت به عراق نیرو اعزام می کنیم. با توجه به این قرائن ژاپن فرمانبردار سیاست امنیتی آمریکا است .کشور من فرمانبرداری می کند. بنابراین من عصبانی هستم . بنابراین من به عصبانیتم ادامه خواهم داد.

 

اعزام نیرو به عراق تصمیمی ویژه می باشد. سوای از انگلستان ، کشور های زیادی بر ضد جنگ اعلامیه صادر کردند. اگثر آنها با شرایط این جنگ مخالف بودند. نخست وزیر ژاپن از این نظر کسی است که احساس مسئولیت نمی کند. او کاملا سیاست های آمریکا را تصدیق می کند. انبوه روشنفکران و حبرنگاران نمی توانند بر علیه آن صحبت نمایند.

 

در انتخابات اخیر که جناح چپ مخالف این سیاست بود کرسی های زیادی در مجلس را از دست داد. چرا؟ چون در ژاپن هم اکنون قدرت انتقاد وجود ندارد . نخست وزیر آزاد است . همه کار می تواند بکند. چون او هیچوقت از ریئس جمهور بوش انتقاد نمی کند. بوش با ژاپن همچون کشوری حرف شنو برخورد می کند.

 

بعد از جنگ جهانی دوم و در طی این 50 سال ، ژاپن هیچگاه تا این اندازه فرمانبردار نبوده است . دوست من ادوارد سعید در کتاب (فرهنگ و امپریالیسم) می نویسد: از لحاظ سیاسی و از منظر روابط بین الملل اگر کشور-ملتی وجود داشته باشد  که آمریکا بر آن حکومت می کند ، بی شک آن کشور ژاپن و ملت ژاپن می باشد.

 

دوران کودکی من ، تا 10 سالگی، در میان امواج جنگ بزرگ جهانی دوم گذشت. من ملی گرایی افراطی ژاپن را تجربه کردم. بعد از جنگ دموکراسی و اندیشه  آن از طریق دموکراسی آمریکایی به ژاپن وارد شد. این بار ژاپن به کشوری دموکرات با قانون اساسی و قوانین پایه ای تعلیم وتربیت بدل شد. از آن زمان به بعد ژاپنی ها از موسیقی ، فیلم ، ......فرهنگ آمریکایی تاثیر پذیرفتند . اما هیچ یک از این ها تاثیری منفی نبودند . ژاپنی ها ژاپنی بودن را از دست نداده بودند.

با این همه من می خواهم بگویم ، قبل از این ها ادبیات ژاپن تاثیر زیادی از ادبیات اروپا گرفت . استاد من واتانابه کازو او ( watanabe kazuo ) در ژاپن متخصصی در شناخت رابور(رمان نویس فرانسوی 1499-1553) و مکتب های ادبی فرانسه ( حرکتی در قرن 16 که نویسندگان فرانسوی با تحقیق در ادبیات کلاسیک بر عظمت و آزادی انسان ها تاکید می کردند.) بود . او کسی است که در ژاپن کلمه "مدارا" را رواج داد. می خواست که ژاپنی های جدید باگذشت باشند. مارو یاما ماسااو (maruyama masao) یکی دیگر از روشنفکران ژاپن از خود می پرسید : ژاپن جدید بعد از امپریالیسم اشغال کشور های آسیایی چگونه کشوری خواهد بود؟ او برای ژاپن "ندامت همگانی" خلق کرد. در آن زمان مارویاما ماسااو مخالف جنگ های اشغال گرایانه بود.

 

هنگامی که جایزه نوبل ادبی (سال 1994) را دریافت کردم ، اعضاء کمیته سوئدی گفتند : من برای دور کردن بدی ها می نویسم. کاملا چنین است . نویسندگان همچون تارکان دنیا در آفریقا"افراد مقدس" فقط به دور کردن بدی ها می پردازند. من به نوشتن ادامه خواهم داد ، همچون آن تارکان دنیا به دعا کردن ادامه خواهم داد.......با این که ناتوانم . و اگر بدی هایی هم باشد که در مقابل ما عکس العمل نشان دهد آن چیزی جز خشونت نخواهد بود. دو نوع خشونت بزرگ امروزه در جهان وجود دارد ، که آن سلاح های هسته ای و تروریسم بین المللی می باشد .

 

ما باید زمانی در از بین بردن سلاح های هسته ای موفق شویم.دست کم در 30 سال آینده . سلاح های هسته ای امروزه در جهان ، چیزی جز وسیله ای برای اعمال قدرت کشور های دارنده آنها نیست . بنابر این نه عراق در گذشته و نه ایران و کره شمالی در آینده نمی توانند در داشتن این سلاح ها به طور پنهانی موفق شوند. هرچند ناچار به احتیاط کردن هستیم. آیا عراق اقدام به تهیه سلاح  های هسته ای به مثابه عملی مبرم نموده بود؟ خود جورج دبلیو بوش می داند که چنین نبود.

 

مجبور به جنگ با تروریسم بین المللی هستیم. پاریس ، نیویورک ، توکیو و سایر پایتخت های بزرگ و مهم در مقابل حملات تروریستی به راحتی آسیب پذیرند .همچون 11 سپتامبر. امروز ، مجبوریم توکیو را از هدف خملات تروریستی  به رهانیم .

 

نقش ژاپن در عراق چه می باید باشد؟ در وهله اول کمک های دارویی –غذایی به مردم عراق و امداد به کودکان می باشد. بعد ژاپن می تواند کمک های مالی خود را افزایش دهد. جنگی که جورج دبلیو بوش به عراق آورد شکست خورده است . حمایت دوباره از دلائل چنین جنگی لازم نیست .  بنابرابن لازم نیست ژاپن به عراق نیرو اعزام کند . اگر در اعزام نیروهای دفاع از خود عجله نماییم خطر هدف حملات تروریستی قرار گرفتن ژاپن را افزایش داده ایم. ماموریتی که نخست وزیر ژاپن می باید انجام دهد پرهیز از چنین امری است.

 

نخست وزیر کوایزومی فکر می کند اعزام ارتش به عراق جنگ با تروریسم است . او اشتباه می کند .این کار در قلمرو نقش آمریکا است. نخست وزیر کوایزومی می باید موضعی مخالف این اتخاذ نماید . آنگاه  آنچه می باید در عراق انجام دهد تنها کمک های بشر دوستانه است .

 

 

 

منبع: http://give-peace-a-chance.jp/118/ooe.html

 

/ 9 نظر / 49 بازدید
ela

او پيرمردی عصبانی نیست . او عاشق صلح و ميهن اش هست و عصبانيت چنين مردان پيری چه قابل ستايش است.

mehdi

سلام در این مورد چیزی نمی دونم نظری ندارم راستش از این حقوق بشر بازی ها زیاد خوشم نمیاد .هه لابد فردا مییای می گی لطفا به وبلاگ من سر نزن دیگه ولی از شعر هات واقعا لذت می بردم باز هم شعر بگذار زبان شعر همه چیز می گوید اینطوری زیاد خوب نمی شود. لااقل مثل آنطوری نه؟ باز هم ممنون از کار های فوق العاده ات

نيما

سلام. ممنون از نظرت! من هم را همين اينقدر تاکيد کردم! که حواسمون به نکات منفيش باشيم! نکنه! که يادمون بره! بيفتيم تو يه چاهی که اونا برامن کندند! و ديگه اونوقت خيلی دير باشه! .... ممنون از نظرت. موفق باشی

sakura

سلام جالب بود. راستی معلومه زبان ژاپنی تون خيلی خوبه.موفق باشين.

خلوتگاه يك عاشق

سلام خوبی دوست خوبم وب زيبای داری و مطالب قشنگی نوشتی موفق باشی پيش من هم بيا منتظرم خوشحال ميشم بيشتر آشنا بشيم

گندم

سلام..ممنون برام جالب بود...این زبان ژاپنی باید خیلی سخت باشه نه؟؟ آفرین :)