یادداشت¬های کوُمه
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱  

من امروز خوشحالم بگویم کتاب « هوجوکی » - 『方丈記』/Hōjōki را به فارسی با عنوان « یادداشت­های کومه » - ترجمه کرده­ام. در واقع یکی از شاهکارهای ادبیات کلاسیک ژاپن، امروز در دسترس خوانندگان فارسی زبان قرار گرفته است. وقتی من دانشجو بودم، در هر نوشته­یِ مربوط به ادبیات ژاپن نامی از « هوجوکی » می­دیدم و عطش خواندن و دانستن « هوجوکی » هر روز برایم بیشتر می­شد. عطش خواندن بود اما چیزی برای فرو نشاندنش نبود. پس خوشحالم چرا که حالا « یادداشت­های کومه »، دست کم در دسترس فارسی زبانانی است که می­خواهند بدانند « هوجوکی » چیست.

حدودا ده سال پیش به احتمال زیاد اواخر اردبیهشت ماه با دوستی ژاپنی میسوُمی تاکوُجی پشت جان پناه شیرپلا در کوه­های دربند، کنار آب روانی نشسته بودیم که به تناوب آبگردهای کوچکی داشت. آن لحظه میسوُمی جملات آغازین « هوجوکی » را برایم خواند:

ゆく河の流れは絶えずして、しかももとの水にあらず。淀みに浮ぶうたかたは、かつ消え、かつ結びて、久しくとどまりたる例(ためし)なし。世の中にある人と、栖(すみか)とまたかくのごとし。

بعد هم با مخلوطی از توانایی­یِ کم ژاپنی­یِ آن موقع من و توانایی­یِ کم فارسی آن موقع میسوُمی و استفاده از آب روانی که از آنجا می­گذشت، به ترجمه­ای از این جملات رسیدیم:

جریانِ رودِ گُذران همیشگی است، امّا آب، آب پیشین نیست. حباب­های برآمده بر آبگِردها، شکل می­گیرند، محو می­شوند و مثلی نیست که زمانی دراز مانده باشد. آدمی و منزلگه او نیز چنین است.

بی هیچ شکی می­گویم این جملات تأثیری شگرف بر من به جای گذاشت که هنوز هم بعد از گذشت این همه سال به روشنی آن را احساس می­کنم. ده سالِ بعد از آن روز، اشتیاق خواندن کامل « هوجوکی » با من بود تا به ترجمه و چاپ « یادداشت­های کومه » منتهی شد و خوشحالم امروز بگویم « یادداشت­های کومه » چاپ شده است.

« یادداشت­های کومه » چهارمین کتابی است که ترجمه کرده­ام. با این همه دومین کتابم است که چاپ می­شود. بعد از « زنبور بر کف دست بودای خندان »، رمان « زوال بشری » و اثر ارزنده پرفسور ایموتو به نام « آسوُکا و پارس، پیشروی فرهنگِ ایرانی به شرق » را ترجمه کردم. « آسوُکا و پارس » تا نمایشگاه کتاب سال آینده سال 88 چاپ می­شود اما « زوالِ بشری » از تیرماه 87 در انتظار مجوز است و هنوز سرنوشتش مشخص نیست و به همین دلیل با افتخار و خوشحالی می­گویم بعد از سرخوردگی­یِ ناشی از قضیه مجوز باز هم « هوجوکی » را ترجمه کرده­ام.

« هوجوکی » یکی از سه شاهکار بزرگِ نوشته­های موسوم به زوُی­هیتسوُ – 随筆/Zuihitsu – در ادبیات ژاپن است. ترجمه دقیق از کلمه زوی­هیتسوُ به فارسی انشاء خواهد بود و آن به متن­هایی گفته می­شود که نویسنده مشاهدات، تجربه­ها و تخیلاتش را متمایل به علاقه خود شرح می­دهد. این کتاب در سال 1212 میلادی یعنی اوایل قرون وسطی تألیف شد و یکی از نمونه­های برجسته ادبیات قرون وسطی­یِ ژاپن هم هست. نویسنده کتاب کامونونو چومه نام دارد که به سبب استعدادش صاحب منصب دفتر شعر در دستگاه امپراتوری بود. در سال 1204 ترک خانه و اجتماع کرد و با انتخاب نام بودایی رِن­ئین بذر نیلوفر آبی زندگی در انزوا و نگارش کتاب را شروع کرد.

« هوجوکی » کتابی بزرگ است، پس همه سعی­ام این بود که به بزرگی « یادداشت­های کومه » را در بیاورم. بیشتر زمان ترجمه این کتاب در روستای زادگاهم بودم. با این که تمام لغات و معنی کلی جملات را می­دانستم اما حتی گاهی نزدیک به دو ساعت بی هیچ کاری می­نشستم تا سرانجام جمله­ای به ذهنم بیاید که راضی کننده باشد. امیدوارم این تلاش برای خواننده کتاب هم راضی کننده باشد.

با این همه باید اعتراف کنم دقت لازم در چاپ کتاب را نداشته­ام. باید اعتراف کنم ناشر بدون اطلاع من برخی لغات را تغییر داده است. چاپ و قطع و کاغذ کتاب خوب است اما باید اعتراف کنم خودم طرح جلد کتاب را دوست ندارم هرچند طراح جلد آن تهمتن امینیان اسم و رسمی در طراحی دارد. بابت تمام این­ها من از تمام کسانی که کتاب را می­خوانند پوزش می­طلبم. از آنها که کتاب را خواندند واین یادداشت را دیدند می­خواهم جمله ابتدایی صفحه هشتاد یک را به شکل زیر بخوانند:

به واقع ماه عمر من به سراشیبی افتاد و به کوه نزدیک شد. به زودی با ظلمت سه زوُ[1] روبرو خواهم شد. پس بر آنم تا دیگر مرتکب نادانی نشوم.

__

hojoki/ هوجوکی

____

یادداشت های کومه/ انتشارات مثلث/ زمستان 1387

[1] 三途/Sanzu : در دین بودایی عقیده بر این است که افراد بدکار چون می­میرند سه وضعیت خواهند داشت که به هرکدام از این وضعیت­ها زوُ می­گویند که معنوی لغوی آن راه است. زوُیِ اوّل سوزانده شدن است. زوُیِ دوّم گوشت یکدیگر را خوردن است. زوُیِ سوّم با شمشیر دنبال شدن و زخم خوردن است.