داستان های عجیب توکیو
ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٦  

 

انتشارات افرازداستان های عجیب توکیو

نویسنده:هاروکی موراکامی

ترجمه از ژاپنی: قدرت الله ذاکری

اتشارت افراز

1390

 

چند سال پیش که ژاپن بودم، یک نفر به عنوان خاطره عجیب از ایران می گفت: رفته بود ساندویچ بخورد و ساندویچ سرد بود. به مسؤلش گفته بود، ساندویچ من سرد است لطفاً گرمش کنید. در جواب بهش گفته بودن، همینه می خوای بخور، می خوای برو.

هفته پیش که بالاخره ترجمه من از کتاب « داستان های عجیب توکیو »  با همین عنوان در آمد، نا خود آگاه یاد خاطره عجیب آن نفر افتادم. قبل از این کتاب رمان « زوال بشری » را ترجمه کردم و مجوز چاپ نگرفت. بعد « وزغ توکیو را نجات می دهد » را ترجمه کردم باز هم مجوز نگرفت. بعد « باران سیاه » را که رمانی درباره بمباران اتمی هیروشیما است ترجمه کردم و فکر می کردم این یکی هیچ مشکلی ندارد، اما وقتی نزدیک به 30 مورد برای اصلاح در ارشاد زیرش خط کشیده شد، فکر کردم هیچ وقت نمی توانم  کاری داستانی ترجمه و چاپ کنم . با این همه دوباره یک ترجمه آماده را که داشتم ،به ناشر دادم. « داستان های عجیب توکیو ». اثر هاروکی موراکامی که سال 2005 توسط انتشارات شینچوشا در ژاپن چاپ شد. مجموعه 5 داستان کوتاه. اینکه این کتاب مجوز چاپ نگیرد یا اینکه ممیزی زیادی داشته باشد، برایم عجیب نبود. اما وقتی موارد ممیزی را دیدم باز هم شگفت زده شدم. ارشاد همیشه من را شگفت زده و نابود می کند. کتابی همان اول مجوز نگیرد خیالت راحت است، اما وقتی ممیزی می آید، می شود همان ساندویچ سرد آن نفر. یا همانطور سرد باید بخوری یا باید بیای بیرون. 

چند روز پیش آشنایی می گفت؛ زندگی کردن ما با این شرایط در این کشور شرمساری است. کاملا موافق بودم . وقتی کتابی بعد از ممیزی در می آید، باز هم بر این شرمساری افزوده می شود. نه می شود بی خیال چاپ کتاب به خصوص بعد آن همه زحمت و کار شد و چاپ هم که می شود... . به قول کِنزابورو اوئه " جریان ظالمانه ای است ".



 
هجا / مورا / اونجی
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۸  

حول و حوش برگزاری شب هایکوی امید بود که با خانم برزین صحبت 5 / 7 / 5 هجایی هایکو ژاپنی شد و آیا اینکه می شود این هفده هجایی بودن را در فارسی رعایت کرد، که ایشان گفتند؛ در شعرهای کوتاه اشان هفده هجایی بودن را رعایت می کنند. آن صحبت باعث شد تا من دوباره به تعریف هایکو رجوع کنم و البته این بار در تعریفی دیدم که نوشته هایکو هفده مورایی است. بعد در باب فرق بین مورا و هجا صحبت هایی کردیم و چون مشکل بود از خانم خورشیدی فارغ التحصیل کارشناسی زبان ژاپنی و کارشناسی ارشد زبان شناسی خواستم مطلبی کوتاه درباره فرق بین مورا و هجا بنویسند که حاصل نوشته زیر است. اما این نوشته باز تعریف هایکو را دستخوش تغییر می کند، چه اینکه تنها حرف ん یا نون ساکن در ژاپنی مورا نیست حال آنکه جزء اون 5 / 7/ 5 محسوب میشه. شاید همانطور که در نوشته زیر آمده است، بهتر باشد تعریف هایکو را هفده اونجی 音字/Onji بنویسیم.

« در زبان ژاپنی برای نگارش هایکو هجاها شمرده نمی‌شوند، بلکه اونجی 音字/ ]صدا[ها شمرده می‌شوند. هیگینسون (1985) با مثالی این موضوع را به خوبی توضیح داده است؛ کلمه  "Man you shuu" در نظر اول سه هجا دارد در حالی‌که این کلمه از شش اونجی/ ]صدا[ ساخته شده است.

 اونجی/]صدا[ها با خط  تیره از یکدیگر جدا شده‌اند: Ma-n-yo-u-shu-u"".

بنابراین هایکو ازلحاظ ساختاری شعری با هفده هجا نیست (ص100). هندرسون (1958) نیز تفاوت اونجی/ ]صدا[ و هجا را با مثالی شرح می‌دهد؛ کلمه haiku"" دارای دو هجا است امّا ازسه صدا ساخته شده است"ha-i- ku" :ix) . بنابراین هجا با آنچه که یک ژاپنی با عنوان اونجی/ صدا می‌شناسد، تفاوت دارد. امّا از آنجا که دراکثر کتاب‌های معرفی هایکو، از هجا به جای اونجی/ صدا استفاده شده است دراینجا نیز برای اشاره به مفهوم اونجی/ صدا، کلمه هجا، به‌کاررفته است. لازم به ذکر است واحدهای زبانی‌ای به نام مورا، نسبت به هجا، رفتارشان بیشتر شبیه اونجی/ صدا در ژاپنی است. امّا باز خود مورا نیز با اونجی/ صدا تفاوت‌هایی دارد. یک مورا ترکیبی از یک واکه و یک همخوان (cv) است، امّا یک اونجی/ صدا در ژاپنی مجموعه‌ای ازیک یا دو واج است (phoneme) و با یک نشانه نوشتاری مشخص می‌شود و قابل تجزیه به واکه و همخوان نیست. به عنوان مثال / sâ"" یک اونجی/ صداست که قابل تجزیه به دو آوای دیگر نیست، یک اونجی/ صداست و یک نشانه نوشتاری دارد، همان‌گونه که حرف "س" قابل تجزیه به آوهای دیگری نیست. هر مورا تقریباً نصف یک هجای انگلیسی/ فارسی کشش دارد.

مورا(mora)  «اصطلاحی است که در مطالعات سنتیِ وزن شعر / علم عَروض (metrics) برای ارجاع به کوچکترین واحد وزن‌دار در طول زمان به کار می‌رود.» ( کریستال، 2003، ص 299). در واقع مورا برابر با یک هجای (syllable) کوتاه / سبک (هجایی که به واکه کوتاه ختم می‌شود مانند: di) است و امروزه در علم واج‌شناسی (phonology) به عنوان یک واحد کشش واجی شناخته می‌شود.» (کریستال، 1992، ص 257).

 هجای سبک/ کوتاه یعنی هجایی که به واکه کوتاه ختم می‌شود، یک مورا دارد و هجای سنگین یعنی هجایی که به همخوان یا واکه کشیده ختم می‌شود، دو مورا دارد، مانند: dir, sī).

هر هجا از واحدهایی به نام مورا تشکیل می‌شود (نظریه مورایی). زبان‌هایی که در آن‌ها وزن، تمایز معنایی ایجاد می‌کند، زبان‌های مورایی نام دارند.

در مورد جایگاه مورا در میان سایر واحدهای آوایی می‌توان گفت کوچکترین واحد آوایی واج است و پس از آن مورا و پس از مورا هجا قرار دارد (شکوفا، 1389، ص 112).    »

هانیه خورشیدی / کارشناسی زبان و ادبیات ژاپنی / کارشناسی ارشد زبان شناسی                         



 
گزارشی برای قدر دانی
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  

شب هایکوی امید - چهارده اردیبهشت 90

١١ مارس 2011 بزرگترین زلزله تاریخ ژاپن و متعاقب آن سونامی عظیم رخ داد. تعداد کشته­ ها و مفقودین به بیش از 20 هزار نفر رسید، خرابی­ ها بسیار زیاد بود و حادثه نیروگاه اتمی فوکوشیما هم به همه این­ ها اضافه شد تا کشور ژاپن به گفته نخست وزیرش با بزرگترین بحران بعد از جنگ جهانی دوم روبرو شود.

ده روزی از زلزله نگذشته بود که برای تعطیلات سال نو به زادگاهم برگشتم، با این همه حتی در آن شهر کوچک پیگیر اخبار ژاپن بودم. دلم می­ خواست کاری می­ کردم. چند سال پیش و در جریان زلزله بم از نزدیک شاهد تلاش گروه اعزامی صلیب سرخ و انجمن­ های مردم نهاد ژاپنی در کمک به بازماندگان زلزله بم بودم و حالا فکر کردم، نوبت ماست.

زمانی که به عنوان مترجم با گروه اعزامی صلیب سرخ ژاپن در بم داوطلبانه کار کردم، یک ماه بعد از زلزله بود. گروه اعزامی ژاپن درمانگاهی داشت و بیماران را معالجه می­ کرد و در کنار آن بهداشت یکی از اردوگاه­ های زلزله زدگان را هم بر عهده داشت. آن زمان بیش از درمان زخمی­ ها، تلاش­ ها و توجهات معطوف به آثار روانی و اجتماعی بعد از زلزله شده بود. ترس از دست دادن امید به زندگی، پناه بردن به فراموشی و ... که ما به وضوح در سرزدن به چادرهای اسکان شدگان مواردی از آن را می­ دیدیم. گروه اعزامی صلیب سرخ تصمیم به برپایی مهد کودکی در کمپ مورد نظر گرفت و ما برای خریدن وسائل مورد نیاز به جیرفت رفتیم. راننده ما در این سفر امین نام داشت؛ راننده کامیونی که شب زلزله در بم نبود و وقتی برگشت، تمام بستگانش نبودند. حتی تصورش هم سخت است، چه رسد به اینکه واقعا با آن روبرو شوی که سفر بروی، برگردی و دیگر هیچ آشنایی نداشته باشی. روز بعد از سفر جیرفت درون چادری از چادرهای درمانگاه صلیب سرخ ژاپن نهار می ­خوردیم که صحبت از "امین " شد و آن تنهایی. باران نرم نرم می­ بارید و صدای برخورد آن با برزنت درون چادر خیلی نرم شنیده می­شد. حتی در آن وضعیت هم آوایی دوست داشتنی بود. آن زمان من تازه شروع به ترجمه هایکوهایی مدرن کرده بودم که بعداً تعدادی از آنها در کتاب « زنبور بر کف دست بودای خندان » چاپ شد. خانم کوواتا که پزشک درمانگاه بود، احتمالا با توجه به ترجمه­ ای که داشتم انجام می ­دادم بعد از آن صحبت­ ها که طعم نا امیدی داشت، ناگهان هایکویی سرود که هر چند عین آن دیگر به یادم نمانده است، اما مضمونش این بود که حتی درون چنین ویرانی و مصیبتی، باز آوای باران زیبا است. هایکویی بود سرشار از امید.

عید که اخبار زلزله را دنبال می­ کردم، یاد آن هایکوی خانم کوواتا افتادم و دلم می­ خواست هایکویی سرشار از امید بگویم. بعد هم فکر کردم چه می­ شد مجموعه­ ای از جملاتی سرشار از امید شکل بگیرد. قبل از عید و حتی قبل از اینکه زلزله بیاید, قرار شده بود در چهارچوب هفته فرهنگی ژاپن در ایران برنامه­ ای با عنوان شب هایکو در دانشکده برگزار کنیم، اما زلزله که آمد هفته فرهنگی به تعویق افتاد شاید هم لغو شود و در نتیجه شب هایکو هم دیگر برگزار نمی ­شد. اما با اندیشیدن به آن هایکوی خانم کوواتا و شب هایکویی که به تعویق افتاد, فکر تشکیل شب هایکوی امید به ذهنم رسید و ذهنم درگیر آن بود تا دکتر نقی زاده از ژاپن ایمیل دادند که خوب است به خاطر زلزله، گروه مطالعات ژاپن حرکتی – نه لزوما کمک مادی که حرکتی معنوی برای ابراز همدردی و دادن روحیه – انجام دهد که بلافاصله فکرم را با ایشان در میان گذاشتم که تأیید کردند و گفتند حتما آن را انجام دهید. دلم گرم شد و با اتمام تعطیلات سریع به دانشکده رفتم و تأیید رئیس دانشکده را هم گرفتم و این چنین روند اجرایی شدن " شب هایکوی امید " آغاز شد.

در کجا پیدا کنم آن " کلمه ­ای " را که برای مردم روشنایی به بار آورد

شکنجه و آزار را محو کند،

درهای بسته را بگشاید،

پل­ ها را بپا کند و چمن­ ها را از دل خاک برویاند،

و هرگاه جانوری در وجود انسان پنهان شد،

آن " کلمه " من بیاید و بی هیچ هراسی آن جانور را نابود کند

این شعر سرگی استرووی روس با ترجمه ابوالفضل آزموده را آن زمان که دانشجو بودم خواندم و تا حالا چنان حک شدن بر سنگ در ذهنم مانده است. حالا ما حرکتی را شروع کرده بودیم تا آن جملات را پیدا کنیم چرا که خطر پنهان شدن جانور زشت نا امیدی در وجود انسان­ هایی آن سوی دنیا وجود داشت. کلمات می­ توانستند صلاحی باشند برای کشتن این جانور و به نظرم بهترین صلاح هستند.

حرکت ما شروع شد. دوستان به خصوص آقای حسین نژاد به کمک آمدند. می­ خواهیم کارمان کاملاً داوطلبانه باشد، پس هیچ دعوت نامه­ ای برای هیچ کس فرستاده نشد. تنها اطلاع رسانی شد. کار باید داوطلبانه باشد. پوستری برای برنامه طراحی شد و به تعداد بسیار محدود – 50 برگ – چاپ شد که بیشتر هدفش یادبود و بیان همدردی ما با مردم ژاپن بود و بعد همراه با پرچم امضاء شده ژاپن در دانشکده به سفارت ژاپن تحویل داده شد. با کمک دوستان وبلاگی راه انداختیم، صفحه برنامه در فیس بوک راه اندازی و تا جایی که امکانش بود در فضای مجازی تبلیغات شد.

خیلی­ ها لطف کردند و شعر فرستادند، خیلی­ ها در گروه شب هایکوی امید در فیس بوک عضو شدند و گفتند به برنامه خواهند آمد، با این همه درونم پر از تشویش بود. حتی اگر یک نفر شرکت می­ کرد به احترامش برنامه را برگزار می ­کردیم، اما واقعا دلم می­ خواست برنامه ­ای آبرومند شود. با اینکه به دکتر نقی زاده می­ گفتم، مطمئنم به اندازه کافی استقبال می­ شود، اما درونم تشویش بود و تشویش و این تشویش حتی تا لحظه شروع برنامه ادامه داشت. مسأله این بود که ما یک نفر هم دعوت نکرده بودیم و بنا را بر این قرار داده بودیم که هرکس می­ خواهد داوطلبانه شرکت کند، پس امکان داشت برای شعر خوانی به اندازه کافی افراد نیایند.

اما چهارده اردیبهشت هزار و سیصد و نود که آمد، تشویش­ های­ ام بطور کامل با حس قدردانی و سپاس جایگزین شد و توانمندی هایکو را دیدم که چنین ظریف ما را حول محور خودش جمع کرد و به ما این توانایی را داد تا کوتاه اما مؤثر در کنار مردم ژاپن در آن سوی دنیا باشیم. در اینجا بار دیگر لازم می­دانم قدر دانی و سپاس خود را از تمامی کسانی که هایکو ارسال کردند، در جلسه حاضر شدند و هایکوهایشان را خواندند بیان، در برابرشان تعظیم و از آنها تشکر کنم. این شرکت داوطلبانه در برنامه از سوی تمام دوستان ما را در ادامه کار که گزینش، ترجمه، چاپ و ارسال هایکوها به مناطق زلزله زده است مصمم­ تر کرد که امیدوارم این اتفاق زودتر بیافتد. لازم به ذکر است که بعد از چاپ کتاب برای تمام کسانی که شعر فرستادند چه اینکه شعرشان گزینش شود یا نه یک جلد از کتاب برای تشکر و قدر دانی ارسال خواهد شد.

اسامی کسانی که تا کنون هایکوهایشان به دستمان رسیده است به قرار زیر است.

رضا اعرابی، بیژن اوشیدری، مهدی شادکار، وحید کیانی، احمد فیاض، امیر علی سلیمانی، پوران کاوه، فخرالدین احمدی سواد کوهی، سمانه حسینی زعفرانی، عباس خوش عمل کاشانی، سیروس نوذری، رضا خالدی، کامران رسول زاده، عارف آهنگر، مینا اروجلو، احسان رضایی، سامان بختیاری، سهراب احمدیان، فرشته پناهی، کمال برنگ، محمد حسین مهدی پور، معصومه فخرایی، زینب غلامی، عاطفه برزین، الهام کوشش، میلاد قزللو، محمود افشاری، محسن نظارت، احسان رضایی، ابراهیم عادل نیا، حسین مصطفی پور، آرش غنی زاده، احسان رجبی دهنوی، فاهوس، رخساره ربیعی، مصطفی دهقان، راضیه قاسم نژاد، اصلان قزللو، علی جانوند، مسیح اله طالبیان، صفورا خزائی، آرش نصرت الهی، سارا صاحبدل،

ضمن تشکر از این دوستان، لازم به تذکر است که در گزینش هایکو برای ترجمه، اولویت با هایکوهای مرتبط با امید و ابراز همدردی است. نیز تا آخر اردیبهشت ماه فرصت است تا هایکوهای مرتبط با امید را برایمان بفرستید تا در گزینش برای ترجمه شرکت داده شوند.

باشد که این حرکت ما در پیشینه دوستی و روابط دو ملت ایران و ژاپن به یادگار بماند.